|
دلتنگی نامه
نه دلم تنگ نشده واسه دیدن تو واسه بوی گل یاس واسه عطر تن تو
گاهی وقتا بی خبر می یام کنار پنجره ات تا یه کم ببینمت آخ که دلم تنگه واست می شه دنیا رو عوض کرد می شه سختی ها رو رد کرد می شه با دلتنگی خوب بود چون به ما جدایی بد کرد گفتی که دلتنگی نکن آخ مگه می شه نازنین حال پریشون منو ندیدی و بیا ببین می خوام از فکرت رها شم اما می دونم نمی شه دلتنگی می یاد سراغم باز می شم مثل همیشه آخه هنوز دلش از جنس سنگه هنوز دلم واسه دلتنگی تنگه جونی می گیرم با ضربان قلب تو برای دلتنگی هات بمیرم الهی نه شب عاشقانه است نه رؤیا قشنگه دلم بی تو خونه ، دلم بی تو تنگه به چشم خسته من آسمون از سنگ شده لعنت به این تنهایی دلم برات تنگ شده همه این حرفا بهانه است بی تو سر کنم چه جوری بی تو همنشین زیاده ، اشک و دلتنگی ، صبوری با تو هستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده ای که دلتنگی و غربت منو از یاد تو برده از حقیقت تا دروغ فاصله خیلی کمه نه دلم تنگ نشده تنها دروغمه |+| نوشته شده توسط Mahmoud در شنبه دوم آبان 1388 و ساعت 18:55 Always
همیشه
وقتی به یک شانه برای گریستن احتیاج داری به یاد داشته باش که من یک آغوش گرم دارم آماده برای آرامش وقتی فکر می کنی که روزگار داره سخت می شه به یاد داشته باش که تو رو نمی کشه بلکه قویترت می کنه وقتی به یه دوست برای گوش دادن احتیاج داری به یاد داشته باش که من به خاطر تو اینجام همیشه وقتی به من شک کردی به یاد داشته باش که من تنها کسی هستم که تنها هستم برای دوست داشتن تو وقتی ایمانت را به من از دست دادی به یاد داشته باش که من همیشه با توام همیشه حتی بی تو
|+| نوشته شده توسط Mahmoud در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت 0:4 عشق اول
عشق اول، مهربونم، سرتو بذار رو شونم
عشق اول، مهربونم، چتر موهات سایهبونم عشق اول، نازنینم، دستتو بذار تو دستهام عشق اول، بهترینم، بوی تو داره نفسهام عشق اول، عشق آخر، اگه امشب درکنارم تو رو دارم تو رو دارم پس چرا چشم انتظارم عشق اول، عشق آخر، نکنه خوابم دوباره نکنه تنهام بذاری، بشه قلبم پاره پاره نکنه هنوز نگفتم که چقدر عاشقت هستم نکنه هرگز ندونی که تورو من میپرستم نکنه هرگز ندونم راز اون ناز نگاتو نکنه هرگز نخونم شعر غمگین چشاتو اگه من حتی ندونم اسمتو ای مهربونم اگه تو حتی ندونی از منم نام و نشونی عشق اول، مهربونم، سرتو بذار رو شونم عشق اول، مهربونم، چتر موهات سایهبونم عشق اول، عشق آخر، نکنه خوابم دوباره |+| نوشته شده توسط Mahmoud در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 21:8 گفتگو با خدا
خوابيده بودم ؛ در خواب كتاب گذشته ام را باز كردم و روزهاي سپري شده عمرم را برگ به برگ مرور كردم . به هر روزي كه نگاه مي كردم ، در كنارش دو جفت جاي پا بود. يكي مال من و يكي مال خدا . جلوتر مي رفتم و روزهاي سپري شده ام را مي ديدم . خاطرات خوب ، خاطرات بد ، زيباييها ، لبخندها ، شيرينيها ، مصيبت ها، ... همه و همه را مي ديدم .
اما ديدم در كنار بعضي برگها فقط يك جفت جاي پا است . نگاه كردم ، همه سخت ترين روزهاي زندگي ام بودند . روزهايي همراه با تلخي ها ، ترس ها ، درد ها، بيچارگي ها . با ناراحتي به خدا گفتم : «روز اول تو به من قول دادي كه هيچ گاه مرا تنها نمي گذاري . هيچ وقت مرا به حال خود رها نمي كني و من با اين اعتماد پذيرفتم كه زندگي كنم . چگونه ، چگونه در اين سخت ترين روزهاي زندگي توانستي مرا با رنج ها ، مصيبت ها و دردمندي ها تنها رها كني ؟ چگونه ؟»
خداوند مهربانانه مرا نگاه كرد . لبخندي زد و گفت « فرزندم ! من به تو قول دادم كه همراهت خواهم بود . در شب و روز ، در تلخي و شادي ، در گرفتاري و خوشبختي . من به قول خود وفا كردم ، هرگز تو را تنها نگذاشتم ، هرگز تو را رها نكردم ، حتي براي لحظه اي ، آن جاي پا كه در آن روزهاي سخت مي بيني ، جاي پاي من است ، وقتي كه تو را به دوش كشيده بودم !!!»
|+| نوشته شده توسط Mahmoud در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 15:57 words don't come easy
کلمات به آسانی نمی آیند
چطور می تونم راهی برای دیدنت پیدا کنم I Love You کلمات به آسانی نمی آیند این تنها راه برای منه که بگم دوستت دارم کلمات به آسانی نمی آیند من فقط یک مرد عاشق موسیقی هستم آهنگ ها برای بهترین دوست من هستند اما کلمات من اشتباه هستند و من قلبم را برای تو فاش می کنم و خوشحال می شوم که باور کنی راست می گویم چون چون کلمات به آسانی نمی آیند این فقط یک نمونه از ترانه هایی است که که من خودم برای تو ساخته ام هیچ معنی پنهانی ندارد وقتی که وقتی که می گویم دوستت دارم عسلم لطفا باور کن که واقعا دوستت دارم چون کلمات به آسانی نمی آیند
برای خوندن متن انگلیسی و دیدن کلیپ آهنگ برید به ادامه مطلب ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط Mahmoud در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 و ساعت 21:14 I miss you always
با من بمان
نگاه می کنم تو را می بینم دلتنگت می شوم گوش می کنم تو را می شنوم دلتنگت می شوم ای چشم من بدون تو نابینا و ای گوش من بدون تو ناشنوا و ای دل من همیشه دلتنگ توام
|+| نوشته شده توسط Mahmoud در سه شنبه سی ام مهر 1387 و ساعت 14:13 cold fears from tears
اگر با این درد درون بمیرم
و نا گفته هایم ناگفته بمانند و با این ترس کاذب ترس از شکست عمرم پایان یابد هرگز برای او چیزی نخواهم بود و از چشمانش به همراه اشک هایش جاری خواهم شد
|+| نوشته شده توسط Mahmoud در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 0:17 دلتنگی
خدایا
اگر او نیمه دیگر وجود من باشد آنقدر دلتنگ او خواهم بود تا دل تنگم از من به تنگ آید تا شاید روزی جایی فرصتی برای با او بودن باشد تا در دو چشم دریایی اش غرق رؤیاهای خویش گردم و دل تنگم خانه ای دلباز برای غم هایش باشد وهیچ وقت او را غمگین نخواهم کرد چرا که قلب من همیشه دلتنگ اوست و اکنون می دانم که او تمام وجود من است
|+| نوشته شده توسط Mahmoud در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت 11:1 خدا جوووون
خداجون ! متشکریم که چشم دادی بهمون
واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت مرسی که پا به ما دادی واسه ی سگ دوزدن خداجون ! مرسی از این دلی که تو سینه مونه آخ که شکرت ای خداواسه جهان به این بدی
مرسی سیاوش واسه این البوم قشنگت
|+| نوشته شده توسط Mahmoud در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 21:22 اعلامیه
من اهمیت نمی دهم تو چه میگویی یا چه کار کرده ای تو هنوز هم برای من تکی من الان به تو نیازمندم این تنها چیزی هست که تو باید بدونی این اعلامیه من است من الان به تو نیازمندم دنبال تو هرجا که رفتی به دنبال خوشبختی
|+| نوشته شده توسط Mahmoud در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 18:29 سبز مثل چشمات
برای تو ...
ای ناجی نجیب ای طلوع مهربانی پس تمام هستی ات سبز که همیشه از چشمه زلال چشمانت کویر وجودم را سبز و سیراب می کنی
|+| نوشته شده توسط Mahmoud در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 17:43 هميشه کسانى که خدمت میکنند را به ياد داشته باشيد
در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ سالهاى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت. پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟ خدمتکار گفت: ٥٠ سنت پسر کوچک دستش را در جيبش کرد، تمام پول خردهايش را در آورد و شمرد. بعد پرسيد: بستنى خالى چند است؟ خدمتکار با توجه به اين که تمام ميزها پر شده بود و عدهاى بيرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن ميز ايستاده بودند، با بیحوصلگى گفت : ٣٥ سنت پسر دوباره سکههايش را شمرد و گفت: براى من يک بستنى بياوريد. خدمتکار يک بستنى آورد و صورتحساب را نيز روى ميز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوقدار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تميز کردن ميز رفت، گريهاش گرفت. پسر بچه روى ميز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود يعنى او با پولهايش میتوانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى انعام دادن برايش باقى نمیماند، اين کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود!! با تشکر از ساناز
|+| نوشته شده توسط Mahmoud در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 23:32 دلتنگی
هرگاه شادم ياد تو غمگينم مي کند. هرگاه غمگينم ياد تو شادم مي کند. پس هر دو را دوست دارم چون حکايت از تو مي کند. سكوتم صداي تو… هوايم هواي تو… دلتنگيم براي تو… تنهاييم بياد تو… زندگيم فداي تو و من میدانم تو فرشته من هستی اما فرشته ها هیچوقت در ارتفاع پست پرواز نمی کنند و من میدانم تو فرشته من هستی و هیچوقت به تو اجازه رفتن نخواهم داد
|+| نوشته شده توسط Mahmoud در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 14:36 missing letter
|+| نوشته شده توسط Mahmoud در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 11:42 ماه من
ماه من
ماه من غصه چرا؟
|+| نوشته شده توسط Mahmoud در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 19:20 گنجشک و خدا
گنجشک و خدا
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه ميگفت: ميآيد، من تنها گوشي هستم كه غصههايش را ميشنود و يگانه قلبيام كه دردهايش را در خود نگه ميدارد و سر انجام گنجشك روي شاخهاي از درخت دنيا نشست.
حالا هی بگو می خوام ولی خدا ما رو نمی بینه که بده . عزیز جون حتمآ صلاحت نیست . بهش توکل کن جوابتو میگیری.
|+| نوشته شده توسط Mahmoud در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 0:17 |
|













